در مدينه منوره، شهر پيامبر، تنها يک خانه بود که رسول الله صلي الله عليه و آله به آن عشق ميورزيد و اهلش را به شدت دوست ميداشت. در و ديوار و فضاي اين خانه از معنويت و نورانيتي خاص، حکايت داشت.
اين خانه روز و شب محل نزول و عروج فرشتگان الهي بود.پيامبر صلي الله عليه و آلهآن قدر به اين خانه احترام ميگذاشت که بدون اجازه وارد آن نميگرديد، هر صبح و شام به آن جا ميرفت و پس از کوبيدن در آن، با صداي بلند بر اهلش سلام ميداد.
هنگام خارج شدن از شهر، آخرين نقطه توقفش درمدينهبود وپس از مراجعت، اول به سراغ همان خانهميرفت.
آن خانه، خانه فاطمه عليها السلام بود
متاسفانه، اين خانه و ساکنانش پس از رحلت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله، مورد بيمهري امت قرار گرفت و دستخوش حوادث ناگواري شد.
خانهاي که در و ديوارش بوي رسول الله صلي الله عليه و آله از آن به مشام ميرسيد و زمين و محرابش يادآور سجدههاي طولاني يگانه يادگار پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بود نه تنها فقط در آن خانه را بستند و بر خلاف سفارش آن حضرت مردم را از فيض برکات آن خانه و اهلش محروم ساختند، بلکه براي بيعت گرفتن از علي عليه السلام مورد هجوم ناجوانمردانه عدهاي کينهتوز و فرصتطلب قرار گرفت و سرانجام در زمان عبد الملک بن مروان، به بهانه توسعه مسجد، ساکنان آن را بيرون کردند و خانه را ويران ساختند.
تعجب اين جا است که آنها با مشاهده آن همه عطوفت و مهرورزيها و احترام فوق العاده پيامبر صلي الله عليه و آله نسبتبه اهل بيتخود به ويژه نسبتبه فاطمه عليها السلام چگونه مردان کينهتوز و فرصتطلب را جهتبيعت گرفتن از علي عليه السلام روانه خانه فاطمه عليها السلام ساختند. آنان مگر حضرت فاطمه عليها السلام را نميشناختند که با بردن آتش (۱) هم در خانه را سوزاندند (۲) و شکستند (۳) ، هم پهلو (۴) و حرمت صاحب خانه را. (۵)
در اين خانه که آن را هالهاي از غم و مظلوميت فرا گرفته، دو قبر مجهول و گمشده ويک محراب قرار دارد.قبر اول، قبرمحسن پنجمين فرزند حضرت علي و فاطمه عليهما السلام است وگويا درپاي در خانه دفن گرديد. قبر دوماحتمالا قبر فاطمه عليها السلام ويک محراب که براي همگان قابل رؤيت است وروزي اين محراب محل نماز، سجده ودعاي حضرت فاطمه زهرا عليها السلامبود.
جاي بسي تعجب است که آن خانهاي که در زمان عبد الملک بن مروان به بهانه توسعه مسجد پيامبر خراب ميشود، امروزه در محاصره نردههاي آهنين قرار گرفته است.

پينوشتها:
۱) العقد الفريد، ج 5، ص 13 و الامامة و السياسة، ص 20.
۲) اثبات الوصية، ص 124.
۳) تفسير عياشي، ج 2، ص 67.
۴) اثبات الوصية، ص 124.
۵) بحارالانوار، ج 53، ص 14.
| + نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/07 | ساعت8:6 بعد از ظهر | توسط محمدرضا |
1- موقعيت جغرافيايي:
اين خانه در طرف شرق مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله، هم رديف ديگر حجرههاي رسول الله صلي الله عليه و آله و در وسط آنها قرار داشت. به گفته نويسنده مدينه شناسي: «با توجه به ديگر گفتههاي ثبتشده، مسلم است که خانه فاطمه عليها السلام بين مربع قبر و ستون تهجد بوده است.» (1) مردي به عبد الله بن عمر گفت: «درباره علي بن ابي طالب عليهما السلام برايم سخن بگو.
عبد الله گفت: اگر ميخواهي بداني که مقام و منزلت علي عليه السلام نزد رسول الله صلي الله عليه و آله چه اندازه بود، پس نظر کن به خانهاش نسبتبه خانههاي پيامبر صلي الله عليه و آله، سپس با دستخود به خانه علي و فاطمه عليهما السلام اشاره کرد و گفت: اين خانه اوست که در وسط خانههاي پيامبر خدا صلي الله عليه و آله قرار گرفته است. (2)
2- مساحتخانه فاطمه عليها السلام
بتنوني در الرحلة الحجازية مينويسد: «طول خانه فاطمه عليها السلام از طرف جنوب 5/14، از طرف شمال 14 متر و از طرف شرق و غرب 5/7 متر ميباشد.» (3)
3- اهدايي خدا و رسول
پيامبر بزرگوار صلي الله عليه و آله از همان ابتداي ورود به مدينه در فکر احداث چنين حجرهاي براي حضرت فاطمه عليها السلام بود. بدين جهت زماني که حجرههايي را در طرف شرق مسجد براي همسران خود احداث کرد، براي فاطمه عليها السلام اين حجره را ساخت.
ام سلمه در روايتي که درباره عروسي حضرت فاطمه عليها السلام است ميگويد: «... آن گاه پيامبر صلي الله عليه و آله دختر خود، فاطمه عليها السلام و همچنين علي عليه السلام را پيش خود خواند و دست علي عليه السلام را در دست راست و دست فاطمه عليها السلام را در دست چپ گرفت و به سينه خود گذارد و ميان دو چشم آن دو را بوسه زد. آن گاه به علي عليه السلام فرمود: علي جان! خوب همسري داري و به فاطمه عليها السلام فرمود اي فاطمه! تو هم خوب همسري داري. سپس از جاي برخاسته و پيشاپيش آن دو راه افتاد تا اين که آن دو را به خانهاي که از پيش براي آنها ساخته بود، وارد کرد.
سپس هنگام خروج از خانه، در حالي که دستگيره در را گرفته بود، فرمود:
«طهرکماالله و طهر نسلکم...» خداوند شما و نسلتان را پاک گرداند.» (4)

لطفا ادامه ي مطلب را بخوانيد »
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/07 | ساعت7:53 بعد از ظهر | توسط محمدرضا |


