مسلماً من ذبح آن رافضي را حلال نميدانم ...اين رافضيان غالباً مشرک هستند و علي بن ابي طالب را دائما در سختي و آساني حتي در عرفات و طواف و سعي صفا و مروه مي خوانند و فرزندان او را امامانشان مي خوانند همانطور که بارها از آنان شنيده ايم و اين بزرگترين شرک و ارتداد از اسلام است.خدا شرّشان را کم کند و صلّي الله علي محمد و آله و صحبه و سلّم!!!
متن سوال:
حضرت! شيخ عبد الرحمن الجبرين حفظه الله، السلام عليکم و رحمة الله و برکاته.
جواب استفتاء:
و عليکم السلام و رحمة الله و برکاته
خدا شرّشان را کم کند و صلّي الله علي محمد و آله و صحبه و سلّم!!!

| + نوشته شده در شنبه 1388/02/19 | ساعت8:11 بعد از ظهر | توسط محمدرضا |
... آن روزها كه مرا در حرا با خدا خلوتي دوست داشتني بود، جبرئيل؛ اين قاصد ميان عاشق و معشوق، اين رابط ميان عابد و معبود، اين ملك خوب و پاك و صميمي، اين امين رازهاي من و پيام هاي خداوند، پيام آورد كه معبود، چهل شبانه روز تو را مي خواند، يك خلوت مدام چهل روزه از تو مي طلبد... و من كه جان مي سپردم به پيام هاي الهي و آتش اشتياقم زبانه مي كشيد بادم خداوندي، انگار خدا با همه بزرگي اش از آن من شده باشد، بال درآوردم و جانم را در التهاب آن پيام عاشقانه گداختم.
آري، جز خدا و جبرئيل و شوي تو كسي چه مي دانست حرا يعني چه؟ كسي چه مي داند خلوت با خدا يعني چه؟ اما... اما كسي بود در اين دنيا كه بسيار دوستش مي داشتم- خدا هميشه دوستش بدارد- دل نازكش را نمي توانستم نگران و آزرده ي خويش ببينم.
افطار آن شب از بهشت برايم به ارمغان آمده بود، طرف هاي غروب جبرئيل، آن ملك نازنين خداوند، با طبقي در دست، آمد و كنار نشست. سلام حيات آفرين خدا را به من رساند و گفت كه افطار اين آخرين روز ديدار را، محبوب جل و علا- از بهشت برايت هديه كرده است.
همان كه در وقت بي پناهي پناهم شد و در وقت تنگدستي، گشايشم و در سرماي سوزنده ي تكذيب دشمنان، تن پوش تصديقم؛ مادرت خديجه.
خدا هم نمي خواست او را در دل نگران و مشوش ببيند.
لطفا ادامه ي مطلب را بخوانيد »
|
+ نوشته شده در شنبه 1388/02/19 | ساعت10:2 قبل از ظهر | توسط محمدرضا |


