درباره عظمت امام صادق عليه السلام نه تنها توسط شيعيان به فراوانى سخن گفته شده است، بلكه در اين باره جمع كثيرى از دانشوران و بزرگان اهل تسنن و جماعت لب به سخن گشودهاند. پيشوايان مذاهب اهل سنت، عالمان نامدار اسلامى و صاحب نظران زبردست در باره برجستگىهاى علمى، عملى، اخلاقى، كرامت و عظمت آن امام هدايت، امام جعفرصادق عليه السلام بسيار سخن گفتهاند. اينك در اين نوشتار به طور گذرا به بيان برخى از اين اظهار نظرها و اعترافات مىپردازيم.

بقیه در ادامه مطلب:
|
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/06 | ساعت3:9 بعد از ظهر | توسط محمدرضا |
آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق عليه السلام ويژگى خاصى بخشيده، استفاده از علم بىكران امامت، تربيت دانش طلبان و بنيانگذارى فكرى و علمى مذهب تشيع است. در اين باره چهار موضوع قابل توجهاست:
الف- دانش امام.
ب- ويژگىهاى عصر آن حضرت كه منجر به حركت علمى و پايهريزى نهضت علمى شد.
ج- اولويتها در نهضت علمى.
د- شيوهها و اهداف و نتايج اين نهضت علمى.
بقیه در ادامه مطلب:
|
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/06 | ساعت1:47 قبل از ظهر | توسط محمدرضا |
در فصول المهمّه و مصباح کفعمی (به نقل مجلسی در بحار)و نیز در کتابهای دیگری آمده است:امام را زهر خوراندند. (ج47،ص2-1)
ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابوجعفر منصور او را زهر خورانید
(مناقب،ج4،ص280) و بایست چنین باشد،زیرا با کینه ای که منصور از او داشت و بیمی که از روی آوردن مردم بدو در دل وی راه یافته بود،آسوده نمی نشست.آنان که با تاریخ زندگی این مرد آشنایند، می دانند او به کسانی که برای رساندنش به مسند خلافت هر کوشش را به کار بردند،رحم نکرد و از جمله ی آنان ابومسلم بود که برپایی دولت عباسیان مرهون رنجهایی است که او در این باره بر خود نهاد.گناه ابومسلم
ـ چنان که از اسناد تاریخی بر می آید،این است که هنگام خلافت سفاح به منصور چنان که باید حرمت نمی نهاد،پس طبیعی است کسی را که از او می ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نکند.
ابن فضّال روایت کند:نزد ام حمیده رفتم تا او را به رحلت امام تعزیت دهم.گریست و من از گریه ی او به گریه درآمدم. پس گفت: اگر ابوعبدالله را هنگام مرگ می دیدی چیزی شگفت مشاهدت می کردی. چشم خود را گشود و گفت: هر کس را با من خویشاوندی دارد گرد آورید. همه را گرد آوردیم. بدانها نگریست وفرمود : (ثواب الاعمال،ص 205؛بحار،ج47،ص2)
شفاعت ما به کسی نمی رسد که نماز را سبک بدارد
کلینی به روایت خود از امام موسی بن جعفر روایت کند:من پدرم را در دو جامه ی شطوی (دهی در مصر که درآن چنان پارچه را می بافتند) کفن کردم که آن دو،جامه ی احرام او بود و در جامه ای از جامه هایش و عمامه ای که از علی بن
الحسین بود برای آنکه آن را به چهل دینار خریده بود. (اصول کافی،ج1،ص476)
یکی از اصحاب آن حضرت گفته است:بر او درآمدم موسی بن جعفر پیش روی او نشسته بود و او وی را وصیت می کرد.آنچه از آن وصیت به یاد دارم این است:پسرکم وصیت مرا بپذیر و گفتارم را به خاطر سپار.اگر آن را به خاطر سپاری خوشبخت زندگی خواهی کرد و ستوده خواهی مرد.
پسرکم!آنکه بدانچه خدا بدو داده قناعت کند بی نیاز بود،و آنکه دیده به مال دیگری دوزد مستمند می میرد.آنکه بدانچه خدای عزّوجل بدو داده خرسند نباشد خدا را در قضای او متهم کرده است.آنکه گناه خود را خرد داند گناه جزء خود را بزرگ شماردو آنکه گناه دیگری را خرد به حساب آرد،گناه خود را بزرگ انگارد.آنکه پرده از عیب دیگری برگیرد،عیبهای درون خانه اش آشکار شود.آنکه شمشیر ستم کشد،بدان کشته شود.آنکه برای برادر خود چاهی کند،خود در آن بیفتد.
آنکه با سفیهان بیامیزد حقیر شود و آنکه با علما نشیند وقار یابد.آنکه در جای های بد درآید متهم شود.پسرکم حق را بگو!به سودت باشد یا به زیانت.از سخن چینی بپرهیز که آن کینه را در دلهای مردم می کارد.پسرکم!اگر جستجوی بخشش می کنی به معدنهای آن روی آور. (حلیة الاولیاء،ج3،ص195؛صفة
الصفوة،ج2،ص170)
منبع: پایگاه رضوی

| + نوشته شده در شنبه 1387/08/04 | ساعت3:57 قبل از ظهر | توسط محمدرضا |


